به گفته مقامات و تحلیلگران، ترور و جایگزینی پیاپی رهبران و فرماندهان ارشد، باعث ایجاد نوعی سردرگمی در ساختار قدرت ایران شده است. این موضوع میتواند فرآیند هرگونه مذاکره احتمالی را با چالش جدی مواجه کند.
این گزارش به قلم جولیان بارنز، آدام گلدمن و رونن برگمن، تحلیل جالبی از وضعیت داخلی ایران در بحبوحه تنشهای اخیر ارائه میدهد. در اینجا برگردان و تحلیل محورهای اصلی این مطلب به فارسی آورده شده است:

بسیاری از رهبران ارشد ایران و معاونان آنها کشته شدهاند و کسانی که زنده ماندهاند، در برقراری ارتباط با دشواری روبرو هستند.
گزارش نیویورک تایمز: فرسایش ساختار تصمیمگیری در ایران
طبق ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده و غرب، جنگ میان اسرائیل، آمریکا و ایران باعث ایجاد شکاف در بدنه دولت ایران شده است. این وضعیت، توانایی تهران برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک و هماهنگی حملات تلافیجوئیانه گسترده را با چالش جدی مواجه کرده است.
خلاصه گزارش: فروپاشی ساختار فرماندهی و ابهام در جانشینی
این گزارش تصویر کشوری را ترسیم میکند که در آن نه تنها رهبری سنتی آسیب دیده، بلکه توازن قدرت به نفع تندروها تغییر کرده و کانالهای ارتباطی عملاً قطع شدهاند.
محورهای اصلی تحلیل:
-
قدرت گرفتن تندروها در سپاه: مقامات آمریکایی معتقدند تندروها در سپاه پاسداران نفوذ بیشتری پیدا کردهاند و اکنون قدرتی بیش از رهبری مذهبی (که به طور اسمی در راس کار است) اعمال میکنند.
-
بحران جانشینی و غیبت مجتبی خامنهای: طبق این گزارش، وضعیت کنترل مجتبی خامنهای بر دولت نامشخص است. او در انظار عمومی دیده نشده و آژانسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بر این باورند که وی در طول جنگ زخمی شده است.
-
فلج شدن مذاکرات: مذاکرهکنندگان ایرانی در وضعیتی هستند که نمیدانند دولت دقیقاً حاضر به پذیرش چه امتیازاتی است یا حتی برای کسب تکلیف باید از چه کسی سوال کنند.
-
استراتژی فشار ترامپ: پرزیدنت ترامپ تهدید کرده است که در صورت عدم دستیابی سریع به توافق، جنگ را گسترش داده و احتمالاً جزیره خارگ (شریان اصلی صادرات نفت ایران) را هدف قرار خواهد داد.
-
پارانویا و انزوای اطلاعاتی: ترس از شنود توسط اسرائیل باعث شده رهبران باقیمانده از برقراری تماس تلفنی یا ارسال پیام خودداری کنند. این موضوع منجر به بروز پارانویا (بدبینی شدید) و سردرگمی در بدنه دولت شده است.
-
حذف چهرههای عملگرا: گزارش اشاره میکند که در حملات اولیه اسرائیل، نه تنها رهبران ارشد، بلکه بسیاری از مقامات ردهپایینتر که “عملگرا” (Pragmatic) تلقی میشدند نیز کشته شدهاند.
-
خلاصه نهایی گزارش: جنگ در سایه فرماندهی غیرمتمرکز و ابهام سیاسی
این بخش از گزارش نشان میدهد که اگرچه بدنه سیاسی و رهبری مرکزی ایران آسیب دیده، اما ساختار نظامی به گونهای طراحی شده که همچنان قادر به ضربه زدن است، هرچند به شکلی ناهماهنگ.
نکات کلیدی و تحلیل:
۱. فرماندهی غیرمتمرکز نظامی (Decentralized Control)
-
استراتژی پیشدستانه: ایران پیش از جنگ سیستم کنترل خود را به گونهای طراحی کرده بود که فرماندهان محلی در مناطق مختلف بتوانند بدون دستور مستقیم از تهران، تصمیم به حمله بگیرند.
-
پیامد: این موضوع باعث شده ایران همچنان بتواند حملاتی (مانند حمله موشکی به پایگاه هوایی «شاهزاده سلطان» در عربستان) انجام دهد، اما به دلیل عدم هماهنگی بین مناطق مختلف، این حملات آنقدر وسیع نیستند که سیستمهای دفاعی را کاملاً از کار بیندازند.
۲. نقش مجتبی خامنهای و سپاه
-
برخی مقامات اطلاعاتی معتقدند مجتبی خامنهای بیشتر یک «مهره نمادین» (Figurehead) است و قدرت واقعی و تصمیمگیریها در دست بازماندگان رهبری سپاه پاسداران است.

پیامدهای حملات هوایی اسرائیل و ایالات متحده در تهران
۳. تناقض در مواضع دولت ترامپ
-
روایت ترامپ: او معتقد است با یک «گروه کاملاً متفاوت» روبروست و این تغییرات را نوعی «تغییر رژیم» (Regime Change)قلمداد میکند. او مدعی است مذاکرهکنندگان ایرانی در خفا «التماس» میکنند اما در علن مواضع دیگری دارند.
-
واقعیت میدانی: تحلیلگران اطلاعاتی معتقدند این «پیامهای ضد و نقیض» از سوی ایران ناشی از تاکتیک نیست، بلکه نتیجه عدم توانایی دولت در هماهنگی و تصمیمگیری نهایی درباره پیشنهادهای صلح آمریکا است.
۴. تهدید به نابودی زیرساختهای غیرنظامی
-
ترامپ تهدید کرده است که اگر توافقی حاصل نشود و تنگه هرمز بسته بماند، اهداف بعدی شامل:
-
نیروگاههای برق
-
چاههای نفت
-
تأسیسات آبشیرینکن خواهد بود که عملاً به معنای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی زندگی غیرنظامیان است.
-
۵. شباهت به مدل مذاکرات غزه
-
مقامات اسرائیلی وضعیت فعلی ایران را با مذاکرات حماس در غزه مقایسه میکنند؛ جایی که به دلیل مشکلات ارتباطی، پیامها باید به صورت مکتوب و فیزیکی منتقل میشدند که منجر به طولانی شدن فرآیند، سردرگمی و سوءتفاهم در مذاکرات میشد.
جمعبندی نهایی گزارش:
این گزارش تصویری از یک «فلج استراتژیک» را ترسیم میکند:
-
از یک سو، ساختار نظامی ایران با وجود ضربات سنگین، هنوز به صورت پراکنده «گزندگی» خود را حفظ کرده است.
-
از سوی دیگر، ساختار سیاسی چنان متلاشی شده که حتی اگر ارادهای برای صلح وجود داشته باشد، مرکز ثقلی برای امضا و اجرای آن دیده نمیشود.
نکته: گزارش تأکید میکند که مقامات آمریکایی معتقدند ایران علیرغم آسیبهای شدید، هنوز به نقطهای نرسیده که حس کند “بازنده مطلق” است، و این موضوع رسیدن به یک توافق سریع را دشوارتر میکند.
-
