در کوههای خشک ایران، یک شگفتی مهندسی وحشتناک در دل سنگ حک شده است – نه برای منفعت مردم، بلکه برای تضمین بقای یک رژیم. در حالی که در سال ۲۰۲۶، یک خانواده معمولی ایرانی برای تهیه نان اولیهء خود با مشکل مواجه است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر فراز یک امپراتوری زیرزمینی چند میلیارد دلاری قرار دارد. اینها شهرهای موشکی هستند – شبکهای گسترده از تونلها که آنقدر عمیق دفن شدهاند که عملاً در برابر همه چیز به جز تخصصیترین مهمات سنگرشکن مصون هستند.
این تضاد به همان اندازه که غمانگیز است، آشکار نیز هست: ایران طی چندین دهه حدود ۲ تا ۳ تریلیون دلار برای زیرساختهای نظامی و هستهای خود هزینه کرده است، حتی با اینکه تحقیقات پارلمانی نشان میدهد که ۳۰ میلیون ایرانی نمیتوانند نیازهای کالری روزانه خود را برآورده کنند.
سپاه پاسداران فقط پایگاه ندارد؛ بلکه مراکز کلانشهری کاملی را به تخریب اختصاص داده است. این شهرهای موشکی که در تمام ۳۱ استان پراکنده شدهاند، در کوههای گرانیتی با عمق بین ۱۰۰ تا ۱۶۰۰ فوت حفر شدهاند. این تأسیسات به گونهای طراحی شدهاند که خودمختار باشند و دارای شبکههای برق، سیستمهای تهویه و حتی سیستمهای ریلی خودکار خشابگذاری هستند که موشکهای بالستیک را مانند یک تسمه نقاله مرگ به سیلوها منتقل میکنند.
مراکز اصلی این شبکه زیرزمینی عبارتند از:
خرمآباد: محل بزرگترین شهر موشکی که به عنوان محل ذخیرهسازی و پرتاب اولیه موشکهای زمین به زمین عمل میکند.
تبریز و اصفهان: مجتمعهای استراتژیک تولیدکننده سوخت جامد و مایع، پنهان در زیر لایههای سنگی که به گفته کارشناسان ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ فوت ضخامت دارند و آنها را تقریباً در برابر بمباران هوایی استاندارد مقاوم میکنند.
یزد: پایگاهی که به طرز شرم آوری درست در کنار یک پارک تفریحی غیرنظامی تعبیه شده و عملاً از جمعیت محلی به عنوان سپر انسانی برای یک مجموعه با عمق ۱۶۰۰ فوت استفاده میکند.
هزینه مالی این عملیات سرسامآور است. تا اوایل سال ۲۰۲۶، موجودی موشکی ایران تقریباً ۲۵۰۰ واحد فعال تخمین زده میشود و هدف استراتژیک آن رسیدن به ۸۰۰۰ واحد تا سال ۲۰۲۷ است. هزینه یک موشک میتواند به ۸ میلیون دلار برسد، در حالی که حتی مدلهای ارزانقیمت موسوم به «عماد» نیز هر کدام حدود ۲۵۰ هزار دلار قیمت دارند.
تنوع فنی این زرادخانه به اندازهء هزینه آن گسترده است. در انتهای یک مخفیگاه سنگین، خرمشهر-۴ قرار دارد، یک هیولای سوخت مایع که قادر به حمل کلاهک ۳۳۰۰ پوندی تا مسافت ۱۲۰۰ مایل است و عملاً تمام خاورمیانه و بخشهایی از اروپا را در تیررس خود قرار میدهد و سرعت آن در خارج از جو به ۱۶ Mach میرسد. برای واکنش سریع، سپاه پاسداران به انواع موشکهای سوخت جامد مانند حاج قاسم و خیبرشکن متکی است که به آمادگی پرتاب بسیار کمتری نیاز دارند و از خودروهای پیشرفته مانورپذیر (MaRV) برای فرار از سیستمهای دفاع موشکی استفاده میکنند. اخیراً، رژیم از فتاح-۲، یک وسیلهء نقلیهء مافوق صوت که برای پرواز با سرعت بیش از ۵ Mach با یک MaRV سوخت مایع برای مانورپذیری شدید طراحی شده است، رونمایی کرده است.
در حالی که این پرتابههای پیشرفته اوج مهندسی هوافضای ایران را نشان میدهند، اساساً داراییهای مصرفی چند میلیون دلاری هستند و پس از شلیک، سرمایهء سرمایهگذاری شده در آنها تبخیر میشود و برای خزانهء ایران – و ۶۰درصد از شهروندانی که اکنون زیر خط فقر زندگی میکنند – چیزی جز صورتحساب دور بعدی تولید باقی نمیگذارد. در طول درگیری ۱۲ روزه اخیر، سپاه پاسداران به شلیک نزدیک به ۶۰۰ موشک که در عرض چند روز تا ۴.۷ میلیارد دلار هزینه داشته پرداخته است. برای روشن شدن موضوع، در حالی که آن میلیاردها دلار به آسمان ناپدید میشوند، ریال ایران به شدت سقوط کرده و قیمت مواد غذایی در تهران برای کالاهای اساسی مانند برنج، طبق گزارشها سه برابر شده است.
دکترین نبردهای نامتقارن رژیم به این دنیای زیرزمینی متکی است. با انتقال قابلیتهای تولید، مونتاژ و پرتاب به صدها متر زیر زمین، آنها تضمین کرده اند که حتی اگر سطح زمین سوخته باشد، «آتشفشان» (آنگونه که فرماندهان سپاه آن را مینامند) همچنان میتواند فوران کند.
با این حال، این امنیت تنها برای نخبگان است. در حالی که رهبری از پناهگاههای مستحکم و پناهگاههای متصل به تونل در تهران عمل میکند، جمعیت غیرنظامی تا حد زیادی بدون محافظت باقی میمانند. هیچ آژیر حملهء هوایی ملی یا پناهگاههای بمب عمومی وجود ندارد؛ وضعیتی که واقعیتی تکاندهنده را ایجاد میکند: رژیم در پوستهء گرانیتی خود ایمن است، در حالی که مردم در خط آتش قرار دارند.
«انحراف مسیر بودجه» محدود به خود موشکها نیست. حمایت از محور مقاومت منطقهای – نیروهای نیابتی در لبنان، یمن و عراق – میلیاردها دلار دیگر هزینه دارد. وزارت امور خارجه ایالات متحده پیش از این تخمین زده بود که ایران تنها در یک دورهء هشت ساله بیش از ۱۶ میلیارد دلار برای رژیم اسد و نیروهای نیابتی آن هزینه کرده است.
تا سال ۲۰۲۶، وزن انباشته تحریمها، سوءمدیریت و این هزینههای نظامی نجومی، اقتصاد داخلی را به زانو درآورده است.
کشاورزی: تولید غلات ۱۰٪ کمتر از میانگین است، با این حال دولت توانبخشی نظامی را بر زیرساختهای آبیاری اولویت میدهد.
سوء تغذیه کودکان: گزارشها نشان میدهد که افزایش قابل توجهی در کمبود وزن و لاغری در بین کودکان خردسال در استانهای روستایی مانند سیستان و بلوچستان وجود دارد.
تورم: نرخ ارز ترجیحی مورد استفاده برای واردات مواد غذایی اکنون تقریباً ۶۰٪ کمتر از نرخ بازار است که باعث افزایش ۵۰ درصدی قیمت آرد گندم پس از کاهش یارانهها شده است.
برنامهء موشکی ایران یک پیروزی مهندسی اما یک فاجعه انسانی است. شهرهای موشکی نمایانگر رژیمی هستند که به معنای واقعی کلمه ثروت خود را برای محافظت از قدرت خویش در خاک دفن کرده است، در حالی که شهروندان اش روزانه برای بقا در سطح زمین با نبردی روبرو هستند.
در حالی که جهان نظارهگر بلند شدن دود از درگیریهای منطقهای است، تراژدی واقعی ملتی تهی در زیر کوهها است – کشوری که در آن فولاد یک موشک بیش از جان یک کودک گرسنه ارزش دارد.
۲۸ مارس ۲۰۲۶
