ماشین سرکوب جمهوری اسلامی با حملات اسرائیل از بالاترین تا پایینترین سطوح آن بهشدت آسیب دیده است. علاوه بر دهها فرمانده ارشد سرکوب، نزدیک به ۵ هزار سرکوبگر کشته و ۲۱ هزار تن دیگر زخمی شدند. دستکم ۱۳۰ مقر اطلاعاتی، پادگان، کلانتری و پایگاه بسیج نیز نابود شدند.
شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ حدود ساعت ۹ صبح به وقت ایران، شهروندان انفجارهایی را مشاهده کردند. در تهران، انفجارها حوالی مجموعه «بیت رهبری» بود.
آنها هنوز نمیدانستند علی خامنهای، رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی که ۳۶ سال از عمرش را صرف فرماندهی سرکوب ایرانیان کرده بود، کشته شده است.
او ۵۰ روز پس از آن کشته شد که فرمان کشتار خونین معترضان در انقلاب ملی ایرانیان را صادر کرد. اکنون با سخنان دونالد ترامپ روشن شده دستکم ۴۵ هزار نفر در آن روزها کشته شدند.
خامنهای بهتنهایی آن کشتار را رقم نزد؛ فرمان او را ماشین سرکوب جمهوری اسلامی از شورای عالی امنیت ملی در بالاترین تا پایگاههای بسیج و کلانتریها در پایینترین سطح اجرا کردند.
تاوان آن کشتار، از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.
منابع ایراناینترنشنال میگویند نزدیک به ۵ هزار نفر از نیروهای سرکوب تاکنون کشته شدند. همچنین شمار سرکوبگران مجروح نزدیک به ۲۱ هزار نفر اعلام شده است.
ایراناینترنشنال گزارشهای مردمی از اهداف اسرائیل در عملیات «غرش شیران» را بررسی کرده است.
یافتهها نشان میدهد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۹ فروردین ۱۴۰۵، طی حدود یک ماه، دستکم ۵۷ ساختمان یا پایگاه بسیج، ۴۳ کلانتری یا مقر مربوط به فراجا (فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی) شامل یگانهای ویژه سرکوب، ستادها و کلانتریها، ۱۰ مجموعه سپاه پاسداران که در سرکوب مشارکت داشته و ۱۱ مجموعه امنیتی هدف قرار گرفته است.
موارد دیگر شامل مراکز مرتبط با دستگاههای امنیتی و سرکوب، نظیر سازمان صداوسیما و ساختمانهای قوه قضاییه نیز در فهرست اهداف بودند؛ مراکزی که به تبلیغات و احکام، نقش تکمیلکننده سرکوب ایرانیان را بر عهده داشتند.
بهدلیل قطع اینترنت در ایران، اخبار مربوط به حملات به بسیاری از مناطق تاکنون منتشر نشده است.

ساختار ماشین سرکوب جمهوری اسلامی
ساختار سرکوب ایرانیان توسط جمهوری اسلامی را میتوان در سه بخش ترسیم کرد.
در بخش اول، فرماندهی قرار دارد. پس از رهبر جمهوری اسلامی، شورای عالی امنیت ملی که از سران سه قوه، فرماندهان نظامی و وزرای اطلاعات و کشور تشکیل شده، تصمیمگیر اصلی در کل کشور است.
دبیر این شورا جایگاه ویژهای در آن دارد. علی لاریجانی، تصمیمگیر اصلی در جریان کشتار دیماه، در حملات اسرائیل هدف قرار گرفت.
در سطح استانها، شورای تامین استان نقشی مشابه شورای عالی امنیت ملی دارد. استاندار و فرماندهان نظامی، نمایندگان ولیفقیه و ائمه جمعه منطقهای اعضای شوراهای تامین استانی را تشکیل میدهند.
در هر شهرستان نیز شورای تامین شهرستان به شکلی مشابه وجود دارد.
در تهران، «قرارگاه ثارالله» در فرماندهی سرکوب نقش ویژهای دارد. در سرکوب اعتراضات به تشخیص شورای عالی امنیت ملی، تمامی نیروهای سرکوب در تهران تحت فرمان این قرارگاه قرار میگیرند؛ نظیر آنچه در آبان خونین ۹۸ و دیماه ۱۴۰۴ رخ داد.
«سپاه سیدالشهدا» نیز در مناطق حاشیه تهران و کرج نقشی مشابه قرارگاه ثارالله در تهران دارد.
نیروهای فراجا، در قالب کلانتریها و بعد یگانهای ویژه، نخستین لایه سرکوب به شمار میروند. نیروهای سپاه استانی و یگانهای تخصصی نظیر «صابرین» و «فاتحین»، مکمل آنان برای سرکوب وحشیانهتر هستند.
همچنین برای سرکوب، نیروهای بسیج در قالب «گردانهای امام علی» سازماندهی میشوند. این نیروها معمولا با موتور به تجمعات هجوم میبرند.
مبدع این یگانها که اولین بار سال ۱۳۸۸ شناخته شدند، مهدی ربانی بود که در جنگ ۱۲ روزه کشته شد.
رهبران سرکوب
در راس هرم تصمیمگیری درباره سرکوب ایرانیان، علی خامنهای که برای ۳۶ سال فرمان سرکوب صادر میکرد، در ساعات اولیه حملات در ۹ اسفند کشته شد.
محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، نیروی اصلی سرکوب ایرانیان، به همراه عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح که لجستیک سرکوب را بر عهده داشت، در همان حمله کشته شدند.
علی شمخانی، مشاور عالی امنیتی خامنهای، اگرچه در زمان مرگ سمت رسمی در ساختار سرکوب نداشت، اما برای سالهای طولانی در سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی، بالاترین مقام تصمیمگیر درباره سرکوب اعتراضاتی چون آبان خونین ۹۸ بود.
در روزهای بعدی، علی لاریجانی، دبیر و علیرضا بیات، معاونت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، اکبر غفاری، قائممقام خطیب و دستکم ۷ معاون و مقام ارشد این وزارتخانه کشته شدند.

غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج و اسماعیل احمدی، معاون او، هدف قرار گرفتند.
چهرههای کمتر شناختهشده، اما باتجربه سرکوب نظیر بهرام حسینیمطلق هم کشته شدند. حسینیمطلق، فرمانده سابق قرارگاه ثارالله تهران، مسئول سرکوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود. او در ساختار سرکوب استان البرز نیز نقش داشت.
محمدعلی فتحعلیزاده، فرمانده یگان فاتحین، هم در حملات ۱۲ فروردین کشته شد.
اعضای یگان فاتحین با لباس و تجهیزات خاص خود در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، در خیابانهای تهران حضور داشتند و رعب و وحشت ایجاد میکردند. ابراهیم رئیسی بهطور خاص از آنها بابت سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ تشکر کرده بود.
آنها بسیجیانی هستند که توسط سپاه پاسداران، آموزشهای خاصی دیدهاند و در سرکوب اعتراضات سوریه نیز حضور داشتند.
پیشتر در جنگ ۱۲ روزه جمعی از فرماندهان سرکوب، از جمله حسین سلامی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، محمد کاظمی، رییس، حسن محقق، جانشین و محمد باقری، معاون عملیات سازمان اطلاعات سپاه و محمد تقی یوسفوند، فرمانده حفاظت اطلاعات بسیج، کشته شدند.
غلامرضا رضاییان، رییس سازمان اطلاعات فراجا، در جنگ دوم و علیرضا لطفی، جانشین این سازمان، در جنگ ۱۲ روزه کشته شدند.
مقامهای قوه قضاییه نظیر علی قناعتکار ماوردیانی، معاون دادستان تهران، وحید حیدرپور، رئیس بند سیاسی زندان اوین، بهاره لطیفی، رییس بند زنان زندان اوین، روحالله توسلی، معاون تربیتی، عباس شفیعی، معاون رییس زندان و ۳۶ کارمند دیگر قوه قضاییه کشته شدند.
همزمان با آتشسوزیهای مشکوک پس از جنگ ۱۲ روزه نیز چهرههایی امنیتی چون علی طائب و غلامحسین (شهرام) غیبپرور از میان رفته بودند.
غیبپرور جانشین فرمانده سپاه پاسداران در قرارگاه «امامعلی»، از خشنترین مراکز سرکوب در جمهوری اسلامی بود. طائب هم نماینده سابق ولی فقیه در قرارگاه ثارالله به شمار میرفت.
درهم شکستن مادی و معنوی نیروهای امنیتی
در جنگ ۱۲ روزه، برای اولین بار لایههای سرکوب در کشور از سطح تصمیمگیری و امنیتی تا سطح عملیاتی و میدانی هدف قرار گرفت.
آنچه در جنگ دوم رخ داد، به مراتب شدیدتر و جزئیتر بود. برخی از این اهداف اهمیت بیشتری داشتند. اگرچه جابهجایی نیروهای امنیتی بهخصوص در شرایط جنگی دور از ذهن نیست، اما هدف قرار گرفتن تاسیسات امنیتی نمادین تلقی میشود.
وزارت اطلاعات؛ هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ دوم، ساختمان مرکزی وزارت اطلاعات هدف قرار گرفت.
عالیترین مقام این وزارتخانه، یعنی اسماعیل خطیب، به همراه قائممقام و دستکم ۶ معاون و مدیر ارشد این وزارتخانه تاکنون جان باختند.
تصاویر هوایی، تخریب گسترده در محدوده ساختمان اصلی وزارت اطلاعات را که در انتهای خیابان ابوذر غفاری تهران در حاشیه بزرگراه زینالدین واقع شده، نشان میدهد.
علاوه بر ساختمان اصلی، ساختمانهای ناشناسی نیز وجود داشتند که پس از حملات روشن شد متعلق به دستگاه امنیتی بودند؛ از جمله ساختمانهایی در محدوده اداره برق میدان ژاله تهران که در حملات ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ هدف قرار گرفتند.
۱۰ اسفند نیز به چند ساختمان در انتهای خیابان استادحسن بنا در کنار پارک مجیدیه و سازمان پدافند غیرعامل حمله شد.
سازمان اطلاعات سپاه؛ ساختمان اصلی و ساختمانهای مرتبط با این سازمان در خیابان مهناز (صابونچی) تهران، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ دوم هدف قرار گرفتند.
تاسیسات دیگری در منطقه قصر فیروزه در شرق تهران در حملات ۱۶ اسفند هدف قرار گرفت.
ستاد حراست اطلاعات سپاه و پایگاه آموزشی آن در تپههای سرخه حصار از اهداف حملات ۱۳ اسفند بودند.
حملات به مراکز عملیاتی سرکوب پایتخت
اکنون در فروردین ۱۴۰۵، تا اینجای کار در نتیجه جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوم، مراکز اصلی سرکوب پایتخت، شامل قرارگاه ثارالله، تاسیسات پرشمار مستقر در شرق تهران و حوالی سرخهحصار و دوشانتپه، تاسیسات فرماندهی سرکوب در شمال تهران، تاسیسات فرماندهی حاشیه شهر تهران، در جنوب تهران و یگانهای ویژه سرکوب مناطق اقماری کرج، همگی هدف قرار گرفتند.
علاوه بر آن، نواحی و پایگاههای بسیج تهران و تعدادی کلانتری نیز منهدم شدند؛ مراکزی که برخی از آنها نمادهای سرکوب پایتخت بودند.
منطقه سرخهحصار؛ این منطقه حدودا به وسعت ۱۰ کیلومتر مربع در جنوب و غرب سرخهحصار در حاشیه شرقی شهر تهران در مجاورت قصر فیروزه و دوشانتپه قرار دارد که محل بسیاری از مقرهای سرکوب پایتخت است.
«لشکر ۲۷ محمد رسول الله» که نیروی اصلی پیاده سپاه پاسداران در سرکوب پایتخت به شمار میرود، در همین محدوده واقع شده است.
این منطقه در جنگ ۱۲ روزه هدف قرار گرفته بود. پایگاه یگان کماندویی صابرین که مشابه نیروهای ویژه هوابرد در ارتش هستند و ستاد حراست اطلاعات و پایگاه آموزشی اطلاعات سپاه در همین محدوده واقع شده است.
در کنار سپاه پاسداران، مقر یگان پشتیبانی و یگان ویژه سرکوب اعتراضات نیروی انتظامی و مقرهای سایبری سرکوب در این محدوده قرار دارند.
علاوه بر اینها، مقر یگانهای امام علی و سازمان بسیج در شمال افسریه، در کنار این محدوده واقع است. تمام این منطقه بارها هدف قرار گرفته است، اما یکی از سنگینترین حملات ۱۳ اسفند در ابتدای جنگ دوم رخ داد.
منطقه سئول؛ در شمال تهران، ضلع شمال شرقی تقاطع سئول و بزرگراه نیایش (رفسنجانی) تاسیسات مربوط به قرارگاه ثارالله و بسیج قرار گرفته است.
این مجموعه در کنار باشگاه انقلاب، در جنگ ۱۲ روزه نیز هدف قرار گرفته بود، اما در جنگ دوم با شدت بیشتری در هم کوبیده شد.
تصاویر هوایی ویرانههای باقیمانده از حملات را نشان میدهد. ستاد مرکزی فرماندهی انتظامی کل کشور (فراجا) در جنوب همین منطقه و در کنار بیمارستان خاتمالنبیا قرار داد. این محدوده نیز هدف قرار گرفته است.
غرب تهران؛ یک روز پس از حملات سنگین در شرق تهران و محدوده سرخهحصار، حمله سنگین دیگری اینبار در غرب تهران به سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آریامهر (آزادی) انجام شد.
نیروهای یگان ویژه فراجا که مقر اصلیشان در نزدیکی ورزشگاه آزادی است، به این سالن انتقال داده شده بودند. تخمین زده شده در این حمله ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر از نیروهای سرکوب کشته شده باشند.
کلانتریها؛ کلانتریها یکی از آخرین حلقههای سرکوب هستند. اگرچه نیروهای تخصصی سرکوب معمولا در کلانتریها مستقر نیستند، اما در اعتراضات، کلانتریها از اصلیترین مقرهای موقت مورد استفاده نیروهای سرکوب بهشمار میروند.
علاوه بر این، کلانتریها در هر منطقه، اطلاعات جامعی درباره محدوده خود در اختیار دارند. بازداشتگاههای موقت کلانتریها نیز به دفعات مورد استفاده نیروهای سرکوب قرار گرفته است.
در جنگ دوم، ۱۷ کلانتری شامل کلانتری ۱۳۷ گیشا، کلانتری ۱۱۳ بازار، کلانتری ۱۰۴ عباس آباد، کلانتری ۱۳۳ شهرزیبا، کلانتری ۱۲۱ سلیمانیه شاهد، کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر، کلانتری ۱۴۰ باغ فیض، کلانتری ۱۳۸ جنتآباد، کلانتری ۱۶۹ مشیریه، کلانتری ۱۵۹ بیسیم، کلانتری ۱۰۸ نواب، کلانتری ۱۴۸ انقلاب، کلانتری ۱۵۲ خانیآباد، کلانتری نعمتآباد، کلانتری ۱۲۳ نیاوران، کلانتری ۱۴۲ کن و کلانتری ۱۵۰ تهرانسر هدف قرار گرفتند.
پس از حمله به این کلانتریها، گزارشهای قدیمی از نقش آنها در سرکوب بار دیگر مطرح شد؛ از جمله نقش کلانتری گیشا در آزار و اذیت شهروندان به بهانه حجاب اجباری، نگهداری و بازداشت خشونتآمیز شهروندان در کلانتری باغفیض و شلیک از کلانتری عباسآباد به شهروندان.
پایگاههای بسیج؛ پایگاههای بسیج در محلات تهران از طریق سازمان بسیج زیرمجموعههای سپاه پاسداران به شمار میروند.
پایگاهها زیرمجموعههای حوزههای بسیج و حوزهها زیرمجموعههای ناحیههای مقاومت بسیج هستند.
در شهر تهران، دستکم ۲۵ ناحیه، حوزه یا پایگاه مقاومت بسیج هدف قرار گرفتند که برخی از آنها نقش مهمی در سازماندهی سرکوب تهران داشتند.
ناحیه مقاومت بسیج مقداد، در غرب تهران و در کنار دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف)، یکی از اصلیترین نهادهای سرکوب محسوب میشود. از پشتبام این ناحیه بود که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، به معترضان تیراندازی شد.
این پایگاهها در هر محله بهعنوان بازوان سرکوب شناخته میشوند. ناحیه مقاومت بسیج کربلا در شمال میدان رسالت، از اصلیترین مقرهای سرکوب شرق تهران است.
در دیماه ۱۴۰۴، بسیجیان عضو پایگاه بسیج نازیآباد به خودروهای مردم حمله میکردند.
پایگاه بسیج ابوذر خانیآباد از مراکز شناختهشده سرکوب جنوب تهران است. در غرب، پایگاههای بسیج نظیر قدس جنتآباد و ناحیه باهنر مرزداران، از پایگاههای اصلی سرکوب به شمار میروند.
علاوه بر این، پایگاههای بسیج با گردانهای موتوری «امام علی» که از سال ۸۸، برای ایجاد رعب و وحشت در اعتراضات و پشتیبانی از سایر نیروها مورد استفاده قرار میگیرند، مرتبط هستند.
با حملات به پایگاهها و مقرهای شناختهشده گردانهای امام علی، تجهیزات به مناطق غیرنظامی منتقل شده بود. سوم فروردین یکی از این مناطق نیز هدف قرار گرفت.
ایستهای بازرسی؛ جزییترین و در عین حال ابتداییترین شیوه کنترل شهروندان توسط جمهوری اسلامی در خاک ایران، استفاده از ایستهای بازرسی است.
این ایستها معمولا در منطقهای نزدیک به پایگاههای بسیج با استفاده از نیروهای بسیج برپا میشوند.
ایستهای بازرسی هم از حملات در امان نبودند و دهها گزارش از حملات به آنها منتشر شده است. از مهمترین آنها میتوان به ایستهای بازرسی در افسریه، محلاتی، پمپ بنزین هاشمآباد، خیابان فداییان اسلام و بلوار ارتش اشاره کرد.
مراکز سرکوب حاشیه و اطراف پایتخت
مناطقی که روزی حاشیه شهر تهران به شمار میآمدند و عمدتا اکنون به شهرها و شهرکهای جدید تبدیل شدهاند، به علاوه شهرکهای حاشیه کرج، موقعیت خاصی دارند؛ به پایتخت نزدیک و بسیاری از ساکنان آن، در تهران شاغل هستند.
برخی از آنها جمعیت متراکمی دارند و در اعتراضات، بهخصوص انقلاب ملی ایرانیان در دیماه، حضور پررنگی داشتند.
سپاه دیلمان؛ نقشی که قرارگاه ثارالله در شهر تهران دارد، در سرکوب مناطق حاشیه تهران، به عهده سپاه «سیدالشهدا» است.
این مجموعه از سال ۱۳۸۷ با تغییر ساختار بهعنوان سپاه دوم استان تهران، مسئولیت امنیت مناطق اطراف تهران را بر عهده دارد.
ستاد فرماندهی این یگان در شهر ری، خیابان دیلمان واقع است که در بین مردم، به همین نام، یعنی «سپاه دیلمان»، شناخته میشود.
مقر آن دوم تیر ۱۴۰۴، اندکی پیش از آتشبس جنگ ۱۲ روزه، هدف قرار گرفت و چندین فرمانده نیز در همان حملات کشته شدند.
سپاه کرج؛ فرماندهی مرکزی سپاه استان البرز، مقر سپاه «امام حسن» کرج است که در میدان سپاه این شهر قرار دارد.
فرماندهی سپاه البرز ۱۱ اسفند بهشدت بمباران شد. این مجموعه نیز مانند سپاه دیلمان دوم تیرماه در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفت و جمعی از فرماندهان آن کشته شدند.
سایر مراکز سرکوب؛ مقر یگان ویژه استان البرز در ماهدشت از جمله اهداف حملات ۱۴ اسفند بود. این مقر فرماندهی و هدایت نیروهای سرکوب در استان البرز را بر عهده داشت.
همزمان، پایگاه بسیج «امام حسن مجتبی» فردیس (پارک تندرستی) نیز هدف قرار گرفت. گزارشهای متعددی از بازداشت و شکنجه شهروندان معترض در این مرکز وجود دارد.
پایگاههای مقاومت بسیج «انصار الامام» در نظرآباد و «امام هادی» در گلشهر، «جواد الائمه» در محمدشهر، پایگاه بسیج صباشهر، تاسیسات مربوط به بسیج در شهرری از دیگر مراکز سرکوب هستند که هدف قرار گرفتند.
همچنین کلانتری حسن آباد فشافویه در حومه جنوبی تهران نیز منهدم شده است.
مراکز سرکوب در شهرستانها
تنها مراکز سرکوب در تهران، حاشیه آن و شهرهای اطراف هدف قرار نگرفتند؛ مراکز اطلاعاتی، امنیتی و سرکوب شهرستانها نیز از اهداف حملات جنگ دوم بودند. این مراکز در اصفهان، خرمآباد، ایلام، سنندج و سمنان حملات سنگینی را تجربه کردند.
با هدف قرار گرفتن ادارات اطلاعات شهرستانها به همراه سپاه آن مناطق، عملا شورای تامین در سطح شهرستان که وظیفه سرکوب اعتراضات را بر عهده دارد، بازوان تصمیمگیری و عملیات میدانی در این مناطق تا حد زیادی تضعیف شدند.
تصاویر انهدام دستکم ۳۵ هدف شامل ستاد مرکزی فرماندهی استانها، ادارات اطلاعات مرکزی و مقر سپاههای استانی به خارج از ایران ارسال شده است. این تصاویر مربوط به اصفهان، خرمآباد، ایلام، شیراز، سنندج، ارومیه، سمنان، تبریز و شهرهای دیگر نظیر بهارستان، شاهینشهر، لار، ایوان و شهمیرزاد هستند.
۱۳ مورد از این اهداف مربوط به فراجا، ۹ مورد تاسیسات مربوط به بسیج، ۵ مورد ادارات اطلاعات، ۵ مورد مراکز قضایی و ۳ مورد مربوط به سپاه منطقهای بودند.
مراکز قضایی
مراکز قضایی جمهوری اسلامی، با صدور احکام برای بازداشتشدگان، نقش مکمل در سرکوب ایفا میکنند.
علاوه بر ساختمانهای قوه قضاییه در شهرستانها، در تهران مراکز مرتبط با سرکوب هدف قرار گرفتند.
در حمله به زندان اوین در جریان جنگ ۱۲ روزه، دادسرای مقدس که در این زندان واقع شده، منهدم شد. در آن حمله ۴۱ نفر از کارکنان قوه قضاییه در سمت هایی نظیر بازپرس، بازجو، نگهبان کشته شدند.
مهمترین کشته آن حمله علی قناعتکار، سرپرست دادسرا و معاون امنیتی دادستان تهران، بود.
در جنگ دوم، دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم تهران هدف قرار گرفت. تمام زندانیان سیاسی در تهران، در این ساختمان محاکمه و بازپرسی شدند. دستکم ۱۰ ساختمان در آن حمله هدف قرار گرفت.
مجموعهای بزرگ از تاسیسات قوه قضاییه در میدان ارگ تهران نیز ۱۲ اسفند تخریب شد.
