چرا جهان نتوانست تنگه هرمز را دور بزند؟

By | فروردین ۲۱, ۱۴۰۵

در سال ۱۳۹۸ وقتی خبرنگار بخش انرژی در رویترز بودم، شروع به تحقیق روی سوالی کردم که دهه‌ها بر بازار جهانی سایه انداخته بود: اگر تنگه هرمز بسته شود، چه خواهد شد؟

برای من، این یک پرسش انتزاعی نبود. رهبران جمهوری اسلامی بیش از نیم قرن بارها تهدید کرده بودند از این تنگه به‌عنوان ابزار فشار استفاده خواهند کرد. می‌خواستم بدانم آیا کشورهای منطقه توانسته‌اند مسیرهای جایگزینی برای انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی تعبیه کند، یا عامدانه این خطر را نادیده گرفته‌اند.

دور زدن تنگه هرمز سالهاست یکی از موضوعات مهم در خاورمیانه بوده، به‌ویژه از زمان «جنگ نفتکش‌ها» در دهه شصت شمسی که تانکر‌های نفتی در معرض خطر شلیک موشک‌ها بودند.

دولت‌های منطقه سال‌هاست طرح‌هایی را برای مقابله با بسته شدن تنگه هرمز و دور زدن آن بررسی کرده‌اند.

در تحقیقاتم متوجه شدم بیشتر این برنامه‌ها هرگز از حد طرح‌ها فراتر نرفتند. آن طرح‌هایی هم که اجرایی شدند با کمبود بودجه مواجه بودند و ظرفیت انتقال‌ نفت‌شان در مقایسه با حجم عظیم نفتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، ناچیز بود.

تحلیلگرانی که آن زمان با آن‌ها صحبت کردم، معتقد بودند چنین پروژه‌هایی از نظر اقتصادی قابل توجیه نیستند چون خطر بسته شدن تنگه هرمز جدی و واقعی نیست.

واقعیت این بود که کشورهای منطقه تمایلی نداشتند میلیاردها دلار برای زیرساخت‌هایی هزینه کنند که ممکن بود هرگز مورد استفاده قرار نگیرد.

حتی اگر تنگه هرمز هم بسته می‌شد، بسیاری باور داشتند که این اختلال کوتاه‌مدت خواهد بود؛ چرا که آمریکا با مداخله نظامی مسیر را به‌سرعت باز خواهد کرد.

در نتیجه این نگاه، پروژه‌های انتقال نفت بشدت محدود باقی ماندند. خط لوله شرق–غرب عربستان نفت را به دریای سرخ منتقل می‌کرد، اما ظرفیت آن در مقایسه با حجم عبوری از تنگه هرمز اندک بود. پایانه فجیره در امارات تنگه هرمز را دور می‌زد، اما از نظر جغرافیایی آن‌قدر به تنگه نزدیک بود که امنیت کامل نداشت.

مسیرهای دیگر با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو بودند. خط لوله عراق–ترکیه با اختلافات سیاسی میان بغداد و اقلیم کردستان مواجه بوده است. خط لوله عراق از طریق عربستان (IPSA)، که صدام حسین در سال ۱۹۸۹ برای دور زدن تنگه هرمز ساخت، از سال ۱۹۹۰ عملاً غیرفعال مانده است. طرح انتقال نفت به بندر عقبه در اردن نیز به خاطر روابط شکننده بغداد و امان عملا متوقف مانده بود.

رقابت‌های عمیق میان دولت‌ها در منطقه مانع اجرای اغلب این پروژه‌های فرامرزی شدند.

در نهایت این طرح‌ها آنقدر پیش پا افتاده بودند و دولت‌ها نیز آن‌قدر در ارائه اطلاعات درباره آنها احتیاط به خرج می‌دانند که من از ادامه این گزارش صرف‌نظر کردم.

دو برنده اصلی

در این سال‌ها، تنها دو کشور تهدید بستن تنگه هرمز را به‌طور جدی درک کردند.

نخست، چین که طی یک دهه گذشته با تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود، وابستگی‌اش به این گذرگاه حیاتی را کاهش داده است.

دوم، ایران که با احداث خط لوله گوره-جاسک، مسیر جایگزینی برای صادرات نفت خود ایجاد کرد و هم‌زمان، توان تهدید مسیرهای جایگزین دیگر کشورها را نیز افزایش داد.

ایران بارها به کشورهای منطقه هشدار داده که مسیرهای جایگزینی که ایجاد کرده‌اند، آسیب‌پذیر هستند. حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکش‌ها در نزدیکی فجیره، حمله پهپادی همان سال به خط لوله شرق–غرب عربستان، و همچنین حملات سال ۲۰۲۳ حوثی‌ها به مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، همگی در راستای به چالش کشیدن این مسیرهای جایگزین ارزیابی می‌شوند.

جنگ دوم آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر به جهان یادآوری کرد که یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های خود را برای سال‌ها نادیده گرفته است.

ایران با بستن تنگه هرمز، شوکی چند تریلیون دلاری به بازارهای جهانی وارد کرد و فشار تورمی تازه‌ای بر اقتصادهای شکننده جهان تحمیل شد.

اکنون هزینه تامین امنیت تنگه هرمز به‌مراتب بیشتر از هزینه‌ای است که پیش‌تر برای ایجاد مسیرهای جایگزین صرف شده بود.

مسیرهای دور زدن تنگه، که پیش‌تر نیز راه‌حلی ناقص در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی بودند، اکنون کارایی خود را بیش از پیش از دست داده‌اند.

پس از جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، به نظر می‌رسد کشورهای منطقه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که راه‌حل پایدار نه در توسعه زیرساخت‌ها، بلکه در شکل‌گیری یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه است؛ چارچوبی که امکان استفاده ابزاری از تنگه هرمز را برای همیشه از میان ببرد.

بزرگمهر شرف‌الدین

ایران‌اینترنشنال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *