خاک بر سر جمهوری اسلامی که با داشتن ۹۰ میلیون جمعیت، کارش به جایی رسیده که برای حفظ خودش باید به غیرایرانیها تکیه کند. حکومتی که ادعای استقلال و عزت داشت، امروز برای بقا دست به دامن همانهایی شده که روزی با این ملت جنگیدند و به این خاک چشم داشتند.
مردم ایران فراموش نکردهاند جنگ هشتساله را. فراموش نکردهاند که چطور صدها هزار جوان این کشور جان دادند تا حتی یک وجب از این خاک دست بیگانه نماند.

همانهایی که در ابتدای جنگ به ایران حمله کردند و بخشهایی از کشور را اشغال کردند، با هزینه سنگین از این سرزمین بیرون رانده شدند. حالا چه شده که امروز در پایتخت همین کشور، غیرایرانیها حضور پیدا کردهاند و در جایگاهی قرار گرفتهاند که برای مردم ایران نقش نظارتی و کنترلی بازی میکنند.
این فقط یک تناقض نیست، این توهین مستقیم به تاریخ، به خون کشتهشدگان آن جنگ و به غرور یک ملت است. حکومتی که پشتش به مردمش گرم باشد، نیازی به تکیه بر نیروهای خارجی ندارد. اما وقتی پایههای یک ساختار از داخل سست شود، مجبور میشود بقایش را از بیرون تأمین کند.
و بعد در نهایت وقاحت، همین مردم را که این واقعیتها را میبینند و اعتراض میکنند، متهم به وطنفروشی میکنند. اگر دفاع از حرمت این سرزمین خیانت است، پس خیانت واقعی چیست. خیانت آنجایی است که عزت یک ملت خرج بقای یک حکومت شود.
و یک نکته را هم خوب به خاطر داشته باشید: روزی که جمهوری اسلامی برود که آن روز حتما خواهد رسید، با کسانی که در این سالها در کنار دشمنان ایران ایستادند، در خیابانها همراهشان شدند و برایشان هورا کشیدند، همانطور رفتار خواهد شد که با هر مزدور و همراهِ اشغالگر رفتار میشود. این حرف را فراموش نکنید.
بابک ایران بان
