محمد ۲۵ساله بود و به گفته منابع مطلع، پیکرش را ششروز بعد تحویل خانواده دادند. در حالیکه دو گلوله بر تن داشت، زخم گلولههایش بخیه خورده بود و لوله احیا در دهانش بود. منبع آگاهی که با ایرانوایر گفتوگو کرده، میگوید که روی بدن و صورت محمد، آثار شکنجه و ضربوجرح وجود داشته است. این منبع مطلع میگوید که کسی نمیداند چه بر سر محمد آمده و چگونه کشته شده است.
محمد جعفرپور نخبه هوش مصنوعی بود و سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی را میدانست. او میخواست به آلمان برود ولی بهدلیل وابستگی به خانواده و دلسوزی برای آینده ایران مردد بود که برود یا نه! محمد بهصورت حرفهای سنتور میزد و شناگر ماهری هم بود.
***
نامش را بگو؛ محمد جعفرپور
محمد جعفرپور متولد ۱۳۷۹ بود، اهل خمینیشهر یا «سده» اصفهان و دانشجوی ترم آخر مهندسی نرمافزار کامپیوتر در دانشگاه علم و صنعت تهران.
یک منبع مطلع به ایرانوایر میگوید که او شامگاه جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ هدف شلیک ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار میگیرد و زخمی میشود.
خانواده که از این موضوع مطلع نبودند، تا ساعت ۴ صبح توی خیابانها دنبال او میگشتند: «فکر میکردند دستگیر شده. همه جا سر زدند. اسمش توی هیچ لیستی نبود. یکشنبه (۲۱دی) بعدازظهر به خانواده زنگ زدند و گفتند تسلیت میگوییم.»
به گفته این شخص مطلع و نزدیک به خانواده محمد جعفرپور، در مدارک مربوط به پزشکی قانونی نوشته شده که روز بیستم دی جان باخته است: «احتمالا چند ساعت بعد از شلیک، در بیمارستان فوت شده. روی پیکرش جای دو گلوله بود. یکی به شاهرگ ران پایش، یکی به پهلو. روی جنازه آثار ضرب و جرح بوده، روی دست و صورت که نشان میدهد کتک خورده.
لوله احیا هنوز توی دهانش بوده و خانواده تصاویر جای بخیه را هم دارند. اینکه ترتیب اتفاقات به چه صورت بوده، معلوم نیست.»
برای ایرانوایر نیز مشخص نیست که محمد چگونه کشته شده ولی در ویدیوها و تصاویری که از زمان بازشدن روزنه اینترنت در ایران در شبکههای اجتماعی منتشر شده و برخی شهادتهای شاهدان عینی، ماموران سرکوب حتی بعد از «گیر انداختن» و فراهم شدن امکان بازداشت معترضان، آنها را پس از اینکه مورد ضربوشتم شدید قرار دادهاند، کشتهاند.
یکی از این موارد، مربوط به «سعید گلسرخی» است، معترض جوانی که در شاهرود زخمی و به بیمارستان منتقل شد، اما توانست از بیمارستان فرار کند. با اینحال ماموران به خانه مادرش آمدند و او را بازداشت کردند و سر کوچهشان و مقابل چشمان مادرش با شلیک به سر و پهلویش، کشتند. «بیبیسی فارسی»، پیشتر در مصاحبهای با برادر سعید، «محمد» از این واقعه و بازداشت برادر آنها «نوید» و نگرانیها از جان نوید خبر داده بود.
به توصیهها درباره اعتراضات گوش کرده بود؛ با خودش موبایل و کارت نبرده بود
فرد آگاهی که با ایرانوایر گفتوگو کرده، میگوید که محمد اگرچه در شبکههای اجتماعی خیلی چیزی درباره اعتراضات ننوشته بوده ولی بدون موبایل و کارتهای هویتی و بانکیاش به خیابان رفته بوده؛ موضوعی که در سالهای اخیر از سوی فعالان بهعنوان یکی از راهکارهای اصلی برای جلوگیری از بازداشتهای کور و پروندهسازی سرکوبگران حاضر در خیابان برای معترضان توصیه میشود.
به گفته این شخص مطلع، پیکر محمد سرانجام روز پنجشنبه، ۲۵دی به خانواده تحویل داده میشود: «خانوادهاش هر روز میرفتند باغ رضوان اصفهان و بین تصاویر میگشتند. چهارشنبه کد را اعلام کردند و گفتند جنازه رو میدهیم و همه آماده مراسم بودند، اما وقتی رفتند بیمارستان نهمدی سده، پیکر محمد نبود.»
سرانجام، پنجشنبه، ۲۵دی، محمد جعفرپور در خمینیشهر بهخاک سپرده شد: «از خانواده پولی نخواستند. توی خمینی شهر تا جاییکه میدانم از هیچکس پولی نگرفتند ولی گفته بودند میخواهید بسیجی اعلامش کنیم. خانواده گفته بودند نه.»
سه زبان میدانست، سنتور حرفهای میزد و شناگر ماهری بود
محمد جعفرپور به گفته نزدیکانش، سه زبان میدانست؛ انگلیسی، آلمانی و چینی. بهطور حرفهای سنتور میزد و حرفهای شنا کار میکرد.
او لیسانسش را در رشته مهندسی نرم افزار از دانشگاه اصفهان گرفته بود: «نخبه هوش مصنوعی و دیتا ساینتیست بود. از آلمان دعوتنامه داشت اما بهخاطر وابستگی به خانواده و علاقهاش به ایران مردد بود که برود یا نه! تک پسر و تهتغاری خانه بود. دو تا خواهر بزرگتر دارد و پدرش دبیر زبان بود و مادرش خانه دار. اینطور پسری را کشتند.»
رقیه رضایی
ایران وایر
