پیشگفتار: ویکتور دیویس هانسون (متولد ۱۹۵۳) مورخ، متخصص آثار کلاسیک و مفسر سیاسی آمریکایی است. او به ویژه به خاطر نوشتههایش در مورد جنگ یونان باستان، تمدن غرب و سیاست مدرن آمریکا شناخته میشود. او در رشته ادبیات کلاسیک (یونان باستان و لاتین) تحصیل کرده و سالها استاد ادبیات کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، در شهر فرزنو بوده است. او اکنون عضو ارشد موسسه هوور، یک اندیشکدهء محافظهکار امریکائی در دانشگاه استنفورد، است. هانسون به خاطر یک ایده مهم در مورد یونان باستان مشهور شد: او استدلال کرد که جنگ یونان (به ویژه جنگ هوپلیتها) با شهروندان-کشاورزان، نظم و انضباط و فرهنگ سیاسی شهر یونان مرتبط بود – و این مطلب را که او «شیوه جنگ غربی» مینامد، شکل داده و در کتاب معروف او، «شیوه جنگ غربی» آمده است.
مهندس م.ا. روتمن یک اسرائیلی متولد آمریکا، رماننویس و نویسنده پرفروش روزنامهی یواسای تودی است و مطلبی که می خوانید گزارش فشردهء او از یک گفتگوی ویدئوئی ویکتور دیویس هانسون است.
*****************
اظهارات «ویکتور دیویس هانسون» در یک گفتگوی ویدئوئی برای من سخت آگاه کننده بوده.
نخست اینکه او معنقد است اسرائیل فقط فرماندهان سپاه پاسداران رژیم اسلامی را هدف قرار نمیدهد، بلکه بخصوص افسرانی را که معترضان را کشته اند در هدف دارد؛ یعنی افرادی که در جریان قیامهای ژانویه، زمانی که رژیم هزاران نفر از شهروندان خود را قتل عام کرد، ایستهای بازرسی را اداره میکردند و به ایرانیان در خیابانها شلیک میکردند.
اسرائیلی ها ابتدا با آنها تماس میگیرند. در یکی از این کالمات، یک رابط اسرائیلی با یک افسر سپاه تماس گرفته و به او گفته است که او باید آدمی دیوانه باشد که چنین کار واقعاً اشتباهی را انجام داده و معترضان را کشته است. اسرائیل دقیقاً میداند که او کیست، کجاست و چه کرده است» توضیح اینکه ایرانیان داخل کشور به سرویس های امنیتی اسرائیل اطلاعات میدهند. در واقع مردم ایران در این جنگ تماشاگر نیستند. آنها مشارکت کنندگان فعالی هستند – مختصات را ارسال میکنند، تماس میگیرند، لیزرها را نشانه میگیرند و این همان نکته ای است که وسعت نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران را مشخص می کند. یعنی فقط ماهوارهها و سیگنالها نیستند. میلیونها ایرانی هستند که میخواهند این رژیم برود و حاضرند همه چیز را برای تحقق آن به خطر بیندازند.
«ویکتور دیویس هانسون» همچنین دلیل مهم دیگری را در مود این جنگ آشکار میکند: «یک نکتهء تأمل برانگیز وجود دارد: ظاهراً ایران موشکهای بسیار بیشتری از آنچه که هر کسی تخمین زده بود، داشته است – احتمالاً ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰. آنها هنوز در حال شلیک مهمات بمب خوشهای هستند که دفاع در برابر آنها به طرز منحصر به فردی دشوار است زیرا بمبهای کوچک هنگام انفجار پراکنده میشوند و پدافندهای نقطهای را تحت الشعاع قرار میدهند. به همین دلیل است که محلههای مسکونی هنوز مورد اصابت قرار میگیرند. و اسرائیل به سه تا چهار هفته دیگر نیاز دارد تا کار فرماندهی و کنترل را تمام کند.
در عین حال «ویکتور دیویس هانسون» می گوید که به نظر میرسد ترامپ هم در حال آماده شدن برای یک حملهء زمینی است – و این امر همهء محاسبات را به کلی تغییر میدهد. واقعیت آن است که کل دکترین او بر اساس شعار “بزن و تمام کن” ساخته شده است: کشتن سلیمانی، کشتن بغدادی، بمباران داعش، از بین بردن واگنر، ورود به ونزوئلا، نابودی تأسیسات هستهای ایران. نوعی ورود و خروج. وفاداری به اینکه هیچ جنگ ابدی وجود ندارد. حنبش «امریکا را دوباره بزرگ خواهیم کرد» هم با این چارچوب موافق است.
به نظر «ویکتور دیویس هانسون»، ترامپ با دو هدف یا مشگل روبرو است که نیروی هوایی به تنهایی نمیتواند آنها را به طور کامل حل کند:
اول: ایحاد یک «کریدور دریایی» امن در امتداد خط ساحلی ایران در تنگه هرمز. رژیم اسلامی در امتداد ساحل مشرف به تنگه، سیلوهای موشک بالستیکی را قرار داده است که کشورهای نفتی خلیج فارس را هدف قرار داده اند و احتمالاً نیروی هوایی امریکا به همهء آنها دست نیافته است. بنابراین تفنگداران دریایی در زمین مستقر می شوند، یک منطقهء محصور و پاکسازی شده بوجود می آید و نیروی مسلط تضمین میکند که هیچ چیزی نمی تواند در تنگه هرمز عبور کشتیرانی یا زیرساختهای خلیج فارس را تهدید کند.
دوم: خود جزیرهء خارک. نود درصد نفت ایران برای صادرات به این جزیره منتقل میشود. سناریوئی که به نظر می رسد در حال اجرا است چنین است: جزیره را تصرف می کنیم، فرآوری نفت را شروع می کنیم، درآمد آن را به امانت برای مردم ایران نگه می داریم و به آنها می گوئیم: «وقتی از شر این جکومت خلاص شدید، این پول مال شماست». همزمان هم رژیم را گرسنه نگه می داریم و هم انقلاب ایران را تأمین مالی می کنیم.
